ARTICLES: PAGE ONE -- PAGE TWO -- PAGE THREE -- PAGE FOUR
مولوی و« خدای ِخاکی »
سیمرغ(خدا)،خاک میشود
جسم خاک ، ازعشق ، برافلاک شد
کوه ، در رقص آمد و چالاک شد
فرهنگ ایران ، استوار براین بود که انسان،
رابطه بیواسطه ، باهرچیزی و با خدا دارد
« خودمانی بودن انسان با طبیعت وخدا »
سیمرغ = سمندر= سرچشمه سرودوعشق
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
چرا مولوی
سایهِ هما را دام ِعشق میداند ؟
چگونه« سایه »،«واقعیت »میشود؟
نبردِ میان «سائقه زیباپرستی» و «عقل انسان »
رابطه مفهوم « روشنی» با « واقعیت »
چگونه « سایه هما» ، « تن به خود میگرفت »
و « واقعیت » میشد
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
پیشگفتار
چرا برای مولوی
« سایهِ هُما» ،« آفتاب» را میزاید؟
فـرق ِ« سایه ِهُما» درفرهنگ ایران
با « پدیده ِهـبـوط » در اسلام
درادیان ِابراهیمی ، تصویرانسان
از« هبوط او» مشخص میگردد
ولی درفرهنگ ایران ،تصویر انسان
از « سروی مشخص میگرد، که درافراختن، ماهِ آسمان میشود»
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
آیا سایه ِهما ، افـسانه است؟
چرا« تحوّل خدا، به انسان وبه گیتی
،و تحوّل گیتی وانسان، به خدا»،
که بنیادِ فرهنگِ ایران بود ،
افسـانه ومُحـال شد ؟
مـولـوی بلخی
و
مسئـلهِ « اصالتِ انـسـان »
( کـعـبه یا قاف، درمیان ِانسان )
و « اصـالـتِ گیتی »
(اینهمانی ماه با زمین )
هلال ِماه، « گاو زمین» میشود
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
مولوی
و « معنای ِگـُم شوَنده »
بهمن = معنای ُِگم شونده
معنائی که، همه ِصورتها میشود
چرا « عـَدَم » ، درعـرفـان ،
همان« بهمن» یا« ارکه= بُن» هستی بود؟
بهمن=عَـدَم= اصل آفریننده،نادیدنی وناگرفتنی
عـدم= ا َدَم=ادو+ دام= دوآفریننده باهم(جفت)
سپاس آن عدمی را که « هستِ ما » ، به ربود
ز« عشق آن عدم » ، آمد ، « جهان به وجود »
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
غزلـّیات ِ مولوی
وباز زائی فرهنگ ایران
جـان ِ جـان = بهمن= برهمن
بهمن،جان ناپیدا،درهمه جانهای پیدا
چگونه سرودِعشق،« گیتی» میشود
درفرهنگ ایران
« بُن کل هستی» ، تبدیل به « بینش » میشود
و این« بُن ُِکل هستی»، درهربینشی،« هست »
وسپس،« بینش»، تبدیل به « زندگی» میشود
واین بُن کل هستی، درجان هرانسانی، هست
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
مولوی ، « عشق»
را
مادر ِنهفته ِ ما
در« میان ِ وجودِ خود ِما» میداند ؟
« عشق ِدرون ِما، مارا میزاید »
اصل پیوندِ با اجتماع وطبیعت
اصلی که غایب ، ولی همیشه حاضردرجان ِانسانست
immanent
« زهشی یا انبثاقی »
درفرهنگ ایران ،«غـیـب »
فراسوی گیتی وزمان، نیست
که کسی بدان ، ایمان آورد
بلکه، «غیب »، درمیان خود انسان هست
که باید آنرا « بجوید » .
« غیب » ، درفرهنگ ایران
« اصل پیوند یا عشق»،
درتاریکی ِمیان انسان گم شده است
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
نزد مولوی
خدا و انسان ، همگوهرند
فقط یک جهان، وجود دارد
بررسی مفهوم ِ« ُجـفـت»
درغزلیات مولوی
سراسرهستی ، یک درخت است
بن درخت ، خداست
بـَر ِ درخت ، انسان است
درتخم ، بُن و بـَر( انسان وخدا )، ُجـفـتـنـد
بـَرِ درخت که بزمین افتد،
بُن درخت ، یا خدا میشود
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
مـولـوی، خواهان
یکی شدن هُما
با ســـــایـه اش ، انسانست
چه حکـومـتی درفرهنگ ایران
« نزد مردم ، حـقّانیت داشت
و تفاوت آن با
مشروعیت دینی حکومت، در الهیات زرتشتی
وکشمکش این دو، درتاریخ ایران
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
چرا ، ُهما ، سایه ِمولوی میشود ؟
چرا،سیمرغ،سایه هرانسانیست؟
ایستادن سیمرغ برتارک سررُسـتم
یا انـداختن سـایه برسررسـتم
برای پیروزشدن براهورامزدا
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
پیشگفتارکتابِ
« مولوی صنم پرست »
جلد دویّم، درباره غزلیات مولوی بلخی
مولوی چه میگوید ؟
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
مولوی ِصنم پرست
« مقاله هشتم »
از« لعـب شـطـرنـج »
به « جهاد دینی »
جم = ُجفت = بهرام وصنم = بُن آفرینندگی= شطرنج
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
مولوی صنم پرست
چرا برای محمد ، داستان رستم واسفندیار
حدیث لهو ( ولعب ) بود ؟
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
مولوی صنم پرست
«صنم وبهروز»، یا« شطرنج » یا« لعب»
بُن انسان وزمان ، بازی شطرنج است
« بخش ششم »
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
شطرنج ، بازی عشقی که انسان ازآن پیدایش یافت
مولوی صنم پرست
« بخش پنجم »
صـنم و شـطـرنـج عـشـق
صنم و بهروز= شطرنج عشق = مهرگیاه
بازی ِشطرنج عشق ، بُن پیدایش انسان
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
ARTICLES: PAGE ONE -- PAGE TWO -- PAGE THREE -- PAGE FOUR
Manuchehr Jamali: how Molavi's thinking takes it's roots in the ancient Iranian culture of female deities