مولوی بلخی و ریشه اندیشه هایش درفرهنگ زنخدائی ایران

How Molavi Balkhi's (Rumi) thinking takes its roots in the Iranian culture of female deities

مقالات




ARTICLES: PAGE ONE -- PAGE TWO -- PAGE THREE -- PAGE FOUR

« وسـوسـه»، نـشـان ِسـیمـرغست،
که ازاللّه ، بنام« ابلیس وَخنّاس »، رانده شده،ولی درخردِانسان، مانده

نشان ِ خدا، یا« نشان ِ بُن آفریننده» (= فطرت)، درانـسـان ودراجـتماع ،
« زخمیست که در نهان ِ» آنهاست

« ابـلیـس» ، همان سـیمـرغـست
که در درون هرانـسانی
به صلیب ، کشیده شـده است،
وهمیشه ازنـو، بـرپـا میخیزد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

چـرا « بـینش بنیادی ِجهان ِهستی »
درفـرهـنگ ایـران
در « جـام جـم » اسـت
نه درقرآن ، نه درگاتا ، نه درتورات، و نه درانجیل ، و نه درکاپیتال، ونـه درکتاب مقدس دیگر ...
هـرانـسـانی با جـام جـم ِخـردش،
« انـدازه ِهـمه چـیزها » مـیشـود
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

از نـقـشـانـدیـشـی
(نـقـش + انـدیـشـی )
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

از مولوی شناسی رایج ما
و
گامی دیگرگونه از پرفسور جمالی
حمزه مشگین نفس
مقاله از ایران
VIEW AS HTML -- VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC -- VIEW THIS ARTICLE AS PDF

ازجنگ « اهـورامـزدا» با « سـیمـُرغ » ،
که« خـدای عشق » است
تا جـهـادِِ الـلـّه ، با « سـیـمـرغ »
که هـمان « ابـلـیس» میباشد،
کـه« شــــاه پـریــان» اســــت
و درضمیرهـرانسانی، آشـیانـه دارد

پـَری = فـَری = عـشـق وجـُفـت بـودن
آشـیانه سیمرغ ، در« سـنگ = ابـرسـیاه و آذرخـش »

« سـنگ » ، بـه معـنای
« خانهِ عـشق و وصـال» بوده است
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« هـمیشه سـبـزبـودن »
غایت فرهنگ ایران، در« زندگی درگیتی » هست
چرا « خـرد ، سـبـزپـوش است » ؟

« غـایـتِ » زال زر
« همیشه سـبزبودن ِ زندگی »، درگیتی است
« غایت » زرتشت ،« همیشه سبزبودن »
درفراسوی گیتی،دربهشت(مینو)ممکن میگردد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

جـُغـد ، مرغی شـوم ومنحوس، شد
چون ، نـمـاد اندیشیدن ، برپایه جستجوی حواس
، دربُن، یا فطرت ِهرانسانی شمرده میشد
بوی = حِـس
چرا « همه حواس »، درفرهنگ ایران
« بـوی» ، نامیده میشدند ؟

« بــویــه » ، نام « هُـدهـُد» ، ناظم الاطباء
بــوم = بـوه = جـُغــد = اصل خرد ( بهمن )
بوم = بـومایـه = مـادربو= مرغ بهمن ( اصل خرد )
درهرانسانِی،« بـوم و بـویه =هُدهُد »هست
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« حـواس »
و رابطه آن با « اندیشه وبینش »
درفرهنگ ایران

تلنگـر به « حـواس » زدن
و فـوران ِ« اندیشه ها وصورتها »
از« حـواس »
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

خدا، یا « بُن ِآفریننده هستی »
درفرهنگ ایران
خـود ش ، « یک تـلـنگـُر» است
*******************
خدا یا بُن آفریننده هستی ،
یک برق ، یا آذرخش ، یا اخگر، یا یک تلنگر است. خدا ، یک بوسه است
خدا ، یک آهنگ وسرود و ترانه است
خدا ، یک کوبه به دف ودایره وبه تار است
خدا ، یک دانه وهسته وتخمه است
خدا ، نگاهی ، به زیبائی ِ گـریـزنـده است
خدا، برقیست که زده میشود
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

بیـنـش آذرخـشـی
درفـرهنگ ایـران

کسی درفرهنگ سیاسی ایران
حقانیت به حکومت کردن می یافت
که « بینش آذرخشی» داشته باشد

چرا هوشنگ وجمشید وکاوه
درشاهنامه ، « آهـنگر» شـده ا ند ؟

« آسـن خـرد » = آیـِنه خرد
آهنayanh=ayanha=سنگ athang=آینه
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

تضاد ِ« خـرد» با« عـقـل »
ایـثار
« بـرتـرین ارزش »
درفرهنگ سیمرغی ایرانست

ایـمان وایـثـار: دو ضــدنـد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

شـنا دردریـای انـدیـشیـدن
یا داشـتن ِچـنـدماهـی ُمـرده
در کناره دریا

از دریای پهناور اند یـشـیـدن
تاحکمت وآموزه وفلسفه ای محدود،که اندیشنده ، بدام میاندازد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

خـوشـه ای
از اندیـشـه های چـیـده شـده
ازگـُفتارها
****** مـزه ******

« بینش ما، آنگاه نـو، میشود
که ما به آنچه هزاره ها وسده ها
طرد و تحقیرشده ، نگاهی دیگر بیندازیم ؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

کـسـی مـیـانـدیـشـد
که «مُـحـال بـیـنـدیـشـد »

ازانسان ِمُحال جـُوی
ومحال اندیش
به « انـسـان ِمُـحـال»
مولوی بلخی

اندیشیدن بنیادی ، با اندیشیدن به آنچه در اجتماع،
مُحال ساخته شده است ، آغـازمـیـشـود
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

برخاست قیامت وصالش تاکی به امید، درنشستن
پس « قیامت شــو» ، « قیامت را ببین »
دیدن هرچیزرا ، شرطست این
انسان با« شدن ِیک ِچیز» است که«آن چیزرامی بیند»
مفهـوم « بـیـنـش »
تفاوت « بینش نوزائی » بـا « دانـش ِ نوزائی »
برابری بهمن ( بن هستی وخردوفرشکرد) با هما (= سیمرغ )
برابری هما با گیتی ( ُگش ئورون = مجموعه جانها )

تـضــادِ آمـوزهِ زرتـشــت
بـا
منشـور حـقـوق بشـر کـوروش
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« نـوزائی ِانسان »
نـه
«انتظار ِ بازگشـتِ مهـدی »
نـه
ایمان ِ به قـیـامـت
« اندیشه فرشکرددرفرهنگ ایران»

« نوزائی » یا « فرشکرد »، درفرهنگ ایران،
اندیشه ای برضد مفهوم « قیامت، یا رستاخیر،و ظهورقائم ومهدی وهوشیدرویا بازگشت مسیح » درپایان زمان در تاریخ است
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

درفرهنگ ایران
« زمین » ، سایه ِ « زمان » بود
سایه انداختن زمان به زمین، یا تحول زمان به زمین
« زم » که همان« رام » ،
خدای موسیقی ورقص وشعرو شناخت باشد
« اصل زمان» بود ، که خودش « زمین » میشد
ُجفت بودن « زمان» و« زمین»
بررسی ِمفهوم « زمان » و « سکولاریته »
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

ازهُـنـر ِ عـُریان شـدن
آنچه ازخودِما،نجوشیده،عاریه است
از« آنچه عاریه ایست » عار داشتن
برای ازخود بودن
باید همیشه ازنو، زاده شد
لـُخت وعورشدن،ازنو،زاده شدنست

رابطه « سایه سیمرغ »
با« جـامـه انـسـان »
چگونه سیمرغ
«جامه انسان» میشود ؟
سایـه = صورت = جـامه
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

مُـرغ
در فـرهـنگ ایـران ِ
« اصل نوزائی وباززائی» است،و
واژهِ مـُرغ meregha
به معنای ِ« بندِ نی »، یا« اصل نوزائی ونوآفرینی وَفرَشکَرد» است
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

ARTICLES: PAGE ONE -- PAGE TWO -- PAGE THREE -- PAGE FOUR